Jump to navigation
خاطره بازی با مسافران و غایبان جام های جهانی برنامه ای است از مهدی حدادپور که به مناسبت حضور ایران در جام جهانی تقدیم شما می شود. میهمان دومین برنامه خاطره بازی، ناصر محمدخانی است که گفتگوی او با مهدی حدادپور را در دو قسمت می بینید و می خوانید…
در قسمت دوم از برنامه خاطره بازی از 1978 تا 2022 با مسافران و غایبان جام های جهانی، ناصر محمدخانی مقابل دوربین طرفداری قرار گرفت.
به گزارش طرفداری، ناصر محمدخانی بازیکن خوش تکنیک و خوش استایل سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران این بار صحبت ها و خاطره های شنیدنی دارد. مصاحبه او را رسانه طرفداری را می خوانید و می بینید:
 
 
در خدمت تکنیکی ترین مرد تاریخ فوتبال کشورمان، ناصر محمدخانی هستیم. مردی که در 63 سالگی هنوز خوب، دوست داشتنی، محبوب و خاطره انگیز است. هنوز کسانی که در خیابان ناصر را می بینند به یاد آن روزهای طلایی صحبت می کنند و احوالپرسی می کنند و عکس می گیرند. آقا ناصر چه خبر.
سلامتی عزیزم.
انشالله خوب و تندرست باشید مرسی که دعوت ما را پذیرفتید.
قربانتان بروم تشکر می کنم ابتدا عرض سلام دارم به شما و همکارانتان همینطور ورزش دوستان عزیزم کشورم، در خدمت تان هستم.
آقا ناصر اسم شما می آید با خصوصیات یک فوتبالیست کامل، سرعتی و دریبل زن و کاشته زن و سر زن و همه چی. این خصلت از کجا نشات گرفت که شما را به یکی از کاملترین فوتبالیست های تاریخ کشور تبدیل کرد.
نظر لطف شماست. خب ما اول از دبستان به فوتبال علاقه داشتیم و این همینطور ادامه یافت و بزرگتر شدیم و آمدیم به رده های نوجوانان بعد جوانان بعد تیم امید بعد تیم ملی، می خواهم بگویم سلسله مراتب را از دوره جوانی طی کردیم تا رسیدیم به تیم ملی بعد هم در باشگاه هایی که بودیم کار می کردیم در راه آهن که بودم تیمی که بازیکن ساز بود و صدها بازیکن تحویل تیم ملی داد بانک ملی همینطور آقای فرامرزی بود که خدا بیامرزتش، نایب رویین دل، اینها کار می کردند زحمت می کشیدند و حالا یکسری هم ذاتی است مثل سرعت و یک سری آموزش است که باید یاد بگیرید و در دوران جوانی و نوجوانی مربی در رده های باشگاهی و ملی یاد می دادند و کاشته هم کار می کردیم و تمرین می کردیم و آدمک می کاشتند و این آخری ها این ها بود و زمان ما نبود. خودمان می کاشتیم و پشت هجده می زدیم بعد دیدم از سمت چپ هم خوب می زنم کاشته و بیشتر از این زاویه تمرین می کردم بعد کاشته هایم خوب شد و کاشته های چپ را می زدم و الحمدالله هر کدام رفتم همان بار اول گل کردم کاشته ها را حالا شانس با ما یار بود، تکنیک هم باید کار کنی و بعد به آن شرایط ایده آل می رسی و ما هم در آن دوران نوجوانی و جوانی کار کردیم و یاد گرفتیم وگوش کردیم حرفی مربی ها را تا رده های ملی که بعد هم خداحافظی کردیم از بازی های ملی.
شما با اینکه خیلی جوان بودید در لیگ تخت جمشید برای راه آهن بازی کردید.
بله من سال 56 یا 55 در راه آهن با اینکه هم در جوانان راه آهن بازی می کردم هم در جام تخت جمشید، تا سال 57 هم بودم بعدش انقلاب شد و 58 رفتم بانک ملی.
چرا رفتید بانک ملی؟
بانک ملی یکسری دوستان بودند و یاد کنم از علی کرم سلی است و بعد عبادزاده بود، حسین زمانیان و خیلی های دیگر، جواهریان و نعمت زاده و با اینها خیلی هایشان در دوره جوانی و نوجوانی با هم بودیم بعد 4 5 بازیکن دوره جوانان در بانک ملی با هم بودیم آقای رضا رجبی بود و خیلی بچه های دیگر، از طرفی هم نزدیک خانه ما بود و با ماشین 5 دقیقه فاصله مان بود به همین خاطر من هم به خاطر دوستان هم مسیر بانک ملی را انتخاب کردم.
خداوکیلی آن موقع که در راه آهن و بانک ملی بودید، تمایل تان بیشتر به استقلال بود یا پرسپولیس.
من دوست داشتم پرسپولیس را و علاقه داشتم از بچگی به پرسپولیس.
شما 16 شهریور به دنیا آمدید روز 16 شهریور 52 که پرسپولیس 6-0 تاج را برد 13-14 سالتان بود.
بله دقیقا. همیشه سالگرد این شش تایی ها را می گویند و تولدی برای ما می گیرند و کیکی هم دوستان و طرفداران زحمت می کشند و تدارک می بینند.
امسال مراسم را که اجرا می کردم قبل از مراسم تولد شما رایاد کردم و همه حاضران بلند شدند و به افتخار شما دست زدند و در غیاب شما شادباش گفتند. می خواهم بگویم شما از پاییز 60 به پرسپولیس آمدید قبلش می خواستند شما را، یک سال قبل.
بله یک سال قبل من رفتم پرسپولیس و اتفاقا تمرینات ما همین بولینگ بود آن موقع امکانات نبود و تمرینات بولینگ بود و من دو هفته ای تمرین کردم و بچه ها مراسمی گرفتند هم دوره ها وبازیکنان دعوت کردند و دور هم بودیم و خواستند از من یک سال دیگر در بانک ملی بمانم. من دو هفته تمرین کردم بعد گفتم علی آقا اینجور است و بچه ها از من خواهش کرده اند امسال هم بمانی و آقا نعیم خیلی اصرار داشت و گفت بچه ها دوستت دارند و به تو عادت کرده اند و این یک سال هم بمان و قسمت شد ماندیم وآقای گل شدیم.
21-22 سال آقای گل شدید.
بله آقای گل شدم وسال بعدش پاییز 60 رفتم پرسپولیس و اولین سفرم به بوشهر بود و تهران زمین نداشتیم و هوا سرد بود رفتیم بوشهر یک هفته و دو سه بازی تدارکاتی کردیم تیم اماده شود برای لیگ.
5 تا 5 تا گل می زدی در بوشهر.
زحمات بچه ها بود و آنها می دادند به ما و ما هم زحمات آنها را پاسخ می دادیم.
قبل از سال 60 که تیم ملی دعوت شدید و رفتید جام قاعده اعظم پاکستان و بازی های آسیایی دیگر شدی مهاجم اول تیم ملی. آیا قبلش در جام 80 یا مقدماتی المپیک، قاعدتا دعوت شده بودی به تیم ملی، چرا خط خوردی.
ما سال 58 بود آقای حبیبی سرمربی تیم ملی بودند و بازی های مقدماتی المپیک مسکو بود و ما تا آخرین لحظه در اردوی تیم ملی بودیم، من بودم شاهرخ بیانی بود چنگیز بود درخشان بود، حبیبی ما را جمع کرد و گفت شما جوان هستید و جا دارید و گفت یکسری بازیکنان هستند که مقداری پا به سن گذاشته هستند و سال قبلش هم جام جهانی بودند و گفتند بروید تیم امید ویک جام بین المللی بود در ترکیه که بهم خورد. گفتند آنجا بروید و من مجددا آمدید دعوت تان می کنم و ما آن سال خط خوردیم چون یکسری بازیکنان تیم ملی صاحب نام بودند منتها سن شان بالا بود که آقا حبیبی گفت اینها سال آخر فوتبال شان است و انشالله مراحل بعد شما را دعوت می کنم.
تعارف را کنار بگذاریم. شما بهتر بودی یا حسین فرکی.
آن موقع آقای فرکی بازیکن پخته و با تجربه ای بود و جام جهانی بازی کرده بود و در تیم پاس بازی می کرد.
شما، بهتاش فریبا، حسین فرکی، محمود ابراهیم زاده، حمید علیدوستی.
مهاجمان خوب و پخته ای بود آن زمان حتی آقای روشن بودند.
شما می رفتید چه وضعیتی می شد؟
خب شاید ما تجربه نداشتیم و آنها پخته تر بودند و آقای حبیبی تصمیم گرفت آنها را ببرد.
یک سال بعد شدید مهاجم اول تیم ملی.
بله سال بعدش سال 60 من شدم مهاجم فیکس تیم ملی.
و تا سال های سال مهاجم اول تیم ملی بودید.
من تا سال 70 بودم و سه دوره المپیک آسیایی بودم، 82 دهلی بودم 86 سئول و 90 پکن که علی پروین سرمربی بود و تیم قهرمان شد.
از اینجا شروع می کنیم، تیم ملی از المپیک مسکو برگشته.
مقدماتی بازی کردیم و انتخاب هم شدیم ولی تحریم شدیم وبازی نکردیم.
جام ملتها هم انجام داده و جنگ شروع می شود بعد تیم ملی می خواهد برود مقدماتی جام جهانی که می گویند چون بازی های مرحله اول در کویت است و در کویت علیه ایران تبلیغ شده، تیم ملی شرکت نمی کند. وقتی این خبر را شنیدی که در جام جهانی 82 شرکت نمی کنیم چه حسی به شما دست داد.
به هرحال هر بازیکنی ارزویش است که در جام جهانی بازی کند و بازی های مهمی است و میلیاردها تماشاچی دارد بازی ها و خیلی دوست داشتم بازی کنم نه تنها من بلکه هم دوره هایم دوست داشتند در جام جهانی بازی کنند که متاسفانه به این نرسیدیم و 82 تحریم شدیم وشرکت نکردیم.
82 کجا بود؟
اسپانیا.
یادت است کدام تیم قهرمان شد؟
ایتالیا.
یادت است از آسیا کدام تیمها رفته بودند؟
کره.
کویت و نیوزلند. ما 82 اگر در مقدماتی بازی می کردیم، از اسیا و اقیانویسیه با هم بودند و کویت و نیوزلند رفتند بالا. ما می توانستیم صعود کنیم؟
بله. ما آن موقع نفرات خوبی داشتیم و بهترین تیم اسیا بودیم و دو سه سال  از جام جهانی قبلش می گذشت و تعدادی از بازیکنان بودند و تعدادی هم تازه رشد کرده بودند و رسیده بودند.
فرض کنید می رفتیم به جای کویت جام جهانی 82. می افتادیم در گروه انگلیس، فرانسه و چکاسلواکی. کویت به فرانسه 4-1 باخت به انگلیس 1-0 و با چکاسلواکی مساوی کرد. ما چه می کردیم اگر می رفتیم؟
ما حالا که نرفتیم ولی اگر می رفتیم و حالا می باختیم، 4-5 تا نمی خوردیم و آبرومندانه می باختیم ولی سعی می کردیم که از آسیا داریم می رویم، ایران چند سال تیم اول آسیا بوده حالا نمی گویم می رفتیم مرحله حذفی ولی خب آبرومندانه می باختیم.
فوتبال ایران چه صحنه هایی را از دست داد. ناصر محمدخانی مثلا ماکسیم بوسیسو را جا می گذارد، یادت است بازیکنان فرانسه را؟
بله بازیکنان 82 را کامل یادم است. میشل پلاتینی، تیم خیلی خوبی بود فرانسه ولی آبرومندانه می باختیم  و توقع هم نداشتند ملت که فرانسه و انگلیس را ببریم یک بازی آبرومندانه انجام دهیم و نتیجه ای که هم دلخواه خودمان باشد هم مردم، خب توقع ندارند برویم 4 5 تا بخوریم می توانستیم 2-1 2-0 ببازیم و نمی رفتیم 4 5 گل بخوریم چون بازیکنان ایرانی در غیرت و تعصب مثال زدنی هستند.
تیم 82 ما قوی تر بود یا 86.
فکر می کنم سئول قوی تر بودیم چون 82 یکسری بازیکنان حذف شدند و یکسری بازیکنان به دلایلی خط خوردند که می توانستند کمک باشند برای تیم ملی.
یادتان است چه کسانی خط خوردند به خاطر طرح بازیکنان 27 ساله ها.
حمید علیدوستی، بهتاش فریبا و دو سه نفر دیگر بودند که می توانستند مثمر ثمر باشند برای تیم ملی ولی متاسفانه خط خوردند.
حالا کدام تیم.
سئول بهتر بودید.
تیم سنگاپور چطور؟
سنگاپور که عالی بودیم خیلی خوب بود تیم و فکر می کنم یکی از بهترین دوره های تیم ملی 84 سنگاپور بود که به ناحق ما نتوانستیم قهرمان شویم و حتی عربستان را تا دقیقه 89، 1-0 برده بودیم و آن گل به خودی باعث شد 1-1 کنیم و در ضربات پنالتی بازی را واگذار کنیم چون می رفتیم سنگاپور همه مردم اشاره می کردند ایران چمپیون یعنی واقعا آنجا شانس قهرمانی داشتیم ولی خیلی راحت از دست دادیم به قول ناصر ابراهیمی طلا در مشتم بود انداختم و بردند.
حالا این طلا را چه کسی از دستش افتاد؟
در مشت ایران بود.
نه داستان چیزی دیگر است خیلی ها به ناصر ابراهیمی، سرمربی تیم انتقاد کردند که چه؟ خودت بگو.
گفتند ناصر را آن دقیقه عوض کردی البته من با آمپول آمده بودم زمین و کشاله ام کش امده بود وان یک دقیقه را خواست به ما استراحت دهد که نگه دارد ما را برای فینال ولی خب به قول حسن حبیبی، چون ما از بعد از این مسابقات آمدیم دبی و از دبی آمدیم تهران شب با آقای حبیبی بودیم یکی از دوستان بودند صحبت شد، آقای حبیبی پرسید ناصر تو خودت گفتی مرا عوض کنند؟ گفتم نه ناصر خان خودش تصمیم گرفت به من استراحت دهد میگفت کاش تو بازی می کردی و می بردیم و فینال را بازی نمی کردی با ایران به فینال آمده بود، این حرف آقای حبیبی یادم نمی رود. می گفت دفاع ها به تو چسبیده بودند و نمی آمدند جلو.
جام جهانی 1984 برای شما خیلی چیزها داشت هم آقای گل شدید هم مقدماتی هم در نهایی یک گل تاریخی به چین زدی از کاشته.
یکی هم به اندونزی زدم.
اما نکته ویژه تر آن بعد از 1984 دو بازیکن از ایران به تیم منتخب آسیا دعوت شدند.
بعد از آن بازیها چند ماه بعدش تیم منتخب انتخاب کردند و من و محمد پنجعلی انتخاب شدیم و از کشورهای دیگر هم بودند، از کره و ژاپن و امارات و بحرین و هند و تایلند. 21-22 بازیکن دعوت کردند بیشتر کسانی که از تیم هایی بودند که در جام ملت ها بودند کشور قطر بود و 2 بازی کردیم با مجارستان، مجارستان هم اماده می شد برای جام جهانی. ما دو بازی کردیم و هردو را باختیم ولی خیلی خوب بازی کردند بچه ها.
بعد از بازی ای که اولین بازی تاریخ تیم منتخب آسیا بود جام جهانی 1986 شروع شد، بهار و تابستان 1365. برای دومین بار از حضور در مقدماتی جام جهانی خودداری کردیم. افسوس این بار بیشتر بود یا بار قبل؟
هر جفتش. آن سری جوانتر بودیم و این سری پخته تر شده بودیم ولی خب همان حضور نداشتن خودش افسوس است هم 82 هم 86 یعنی بهترین دوران ورزشی من در همین 81-82 تا 86 بود که جام جهانی را از دست دادیم و خیلی ناراحت کننده بود.
خیلی ها می گویند زمانی که مسی بودن مد نبود، ما در ایران یک لیونل مسی داشتیم، ناصر محمدخانی.
نظر لطفشان است نه آنها کجا ما کجا آنها بهترین های دنیا بودند ما خیلی کوچکتریم نسبت به آنها.
جام جهانی 1986 داشت برگزار می شد بهار و تابستان 65، همزمان مسابقات باشگاهی تهران برگزار می شد. همان بازی 3-0 که شما یک تنه استقلال را 3-0 بردی و بعد رفتید فینال که یک ضربه کاشته به شاهین زدید. خیلی ها افسوس این را می خوردند که ناصر محمدخانی الان به جای ورزشگاه آزادی باید در مکزیکو سیتی بازی کند. این حس را کرده بودی کاش در جام جهانی بودم؟
بله خب افسوس می خوردیم ای کاش در جام جهانی بودیم البته یکسری مسابقات مقدماتی هم دارد ولی فکر می کنم 86 تیم مان خیلی خوب بود و می شد صعود کنیم.
اگر در مقدماتی بودیم به جای عراق می رفتیم.
احتمالا بله.
جام جهانی 86 یادت است؟
بله.
چه تیمی قهرمان شد؟
آرژانتین.
و عراق نماینده غرب آسیا بود که در گروه بلژِیک، پاراگوئه و مکزیک بود. عراق به هر سه تیم با اختلاف اندک باخت.
عراق هم خوب بود تیمش.
ایران اگر می رفت به جای عراق، با بلژِیک چه نتیجه ای می گرفت؟
شاید همین نتایجی که عراق می گرفت را ما هم می گرفتیم.
امکان داشت ما از پاراگوئه امتیاز بگیریم؟
شاید امکانش بود و صعود می کردیم چون فوتبال به خاطر همین جذاب است که نتیجه هیچوقت مشخص نیست و هر لحظه ممکن است نتیجه عوض شد. شاید ما شرکت می کردیم شاید از گروه مان صعود می کردیم و شاید هم صعود نمی کردیم و مثل عراق آبرومندانه می باختیم.
اخبار داغ 

source

توسط varzeshikhabari