Jump to navigation
منچستریونایتد با اریک تن هاخ روند منطقی و پیوسته ای را رو به جلو طی می کند و نشانه های فنی زیادی در تیم وجود دارد که به ما می گوید مسیرِ آغاز شده، می تواند در صورت ادامه یافتن، به نقاط هیجان انگیزی ختم شود.
 
اختصاصی طرفداری – برای افرادی که روی مباحث فنیِ فوتبال مطالعه می کنند و همچنین هواداران حرفه ای این رشته ورزشی، هیچ چیزی لذت بخش تر از آن نیست که تغییرات فنی و پیشرفت فنی یک تیم را زیر نظر یک سرمربی دارای ایده فنی، به طور مصداقی مشاهده کنند.
منچستریونایتد زیر نظر اریک تن هاخ، سرمربی جدید خود، حرکت منطقی و پیوسته ای را آغاز کرده که می تواند در صورت تحقق پارامترهای فنی و غیر فنی مختلف، به نقاط هیجان انگیزی ختم شود. در این بخش از نکته فنی در رسانه طرفداری، یکی از موارد مصداقی از ایده های فنی اریک تن هاخ را مورد بررسی قرار می دهم و از این خواهم گفت که این سرمربی چگونه توانسته با شناخت توانایی های فنی یک بازیکن خاص، از او در پست و نقش جدیدی بهره ببرد و در عین حال خروجی فنی مثبتی را نیز دریافت کند.
خیلی سریع وارد بحث فنی می شوم. اریک تن هاخ پس از پایان رقابت های جام جهانی و با توجه به محدودیت های موجود در پست مدافع میانی، تصمیم گرفت تا از لوک شاو در این پست استفاده کند. بازیکنی که ویژگی های روتین و سنتی که عموم هواداران فوتبال تصور می کنند یک مدافع میانی باید داشته باشد را دارا نیست اما همان طور که پیش از این نیز توضیح داده ام (اینجا) باورهای سنتی و قدیمی دیگر در فوتبال مدرن درباره مدافعان میانی جایی ندارد و بازیکنی با شرایط لوک شاو نیز در صورتی که توانایی های فنی مشخصی داشته باشد، می تواند زیر نظر یک مربی مدرن و صاحب ایده، تبدیل به یک مدافع میانی ایده آل شود. اما این توانایی های فنی چیست و یک سرمربی چگونه می تواند از این توانایی ها بهره ببرد؟
به تصویر زیر دقت کنید که ما در دوره های مربی گری و آنالیز از آن تحت عنوان «PASSMAP» یا «Passing Network» نام می بریم. این نقشه عملکرد تک تک بازیکنان را همراه با توپ از حیث به گردش درآوردن آن نشان می دهد. میانگین موقعیت مکانی بازیکنان حین به گردش درآوردن توپ، حجم پاس های ارسالی و دریافتی و همچنین میزان لمس توپ، همگی در این نقشه قابليت رصد و تحلیل را دارد. حالا به این نقشه که مربوط به دیدار یونایتد و ناتینگهام فارست می شود، دقت کنید (تصویر از گروه فنی Betweentheposts استخراج شده است). نکات فنی بسیاری در این تصویر وجود دارد. مهم ترین نکته، تعداد و حجم فلش های پررنگی است که می بینید با محوریت لوک شاو در نقشه ایجاد شده است. مسئله ای که قدرت انتقال توپ و به گردش درآوردن آن در لوک شاو را هویدا می کند و نشان می دهد چگونه اریک تن هاخ توانسته بازیسازی تیمش را در مرحله اول، از عقب زمین، به لوک شاو محول کند. توانایی متفاوت از یک مدافع چپ که به خوبی یک مربی صاحب ایده توانسته آن را کشف کند و از این توانایی در پست و نقش جدیدی بهره ببرد.

در سمت چپ نقشه چند داده فنی پیشرفته را می بینید که بهترین بازیکنان یونایتد در هر یک از این داده ها مشخص شده اند. می بینیم که چگونه لوک شاو توانسته تبدیل به مرکز ثقل یونایتد در این دیدار شود (Most Centrality). به این معنی که نبض بازی یونایتد حین به گردش درآوردن توپ، در اختیار لوک شاو بوده و این بازیکن توانسته ریتم بازی تیم را به خوبی از عقب زمین تعیین کند. همچنین می بینید که لوک شاو بیش ترین پاس را نیز در دیدار مقابل فارست ارسال کرده و در عین حال بهترین بازیکن یونایتد نیز از حیث داده فنی پیشرفته «Progressive Pass» بوده است. این داده به پاس های اطلاق می شود که حداقل 5 یارد طول داشته باشد (4.57 متر) و حداقل 25 درصد از مسافت باقی مانده تا دروازه حریف را طی کند. این داده فنی پیشرفته چرا بسیار ارزشمند است؟ به این دلیل که می تواند مشخص کند پاس های کدام بازیکنان در راستای بازیسازی، حرکت تیم رو به جلو و رساندن تیم به دروازه حریف، از کیفیت خوبی برخوردار است. این داده فنی پیشرفته می تواند مشخص کند که چه بازیکنی یک متخصص در حوزه بازیسازی (علی الخصوص بازیکنان خط عقب) از طریق ارسال پاس رو به جلو و با کیفیت است. لوک شاو در این خصوص نیز توانایی های بسیار بالایی دارد و اریک تن هاخ به خوبی توانسته از این توانایی در راستای شروع مرحله اول بازیسازی تیم از عقب زمین، بهره ببرد.
به «Passing Network» یونایتد در دیدار مقابل ولوز نیز دقت کنید (تصویر از گروه فنی Betweentheposts استخراج شده است). شرایط دقیقا مشابه دیدار با فارست است. به تعداد و حجم فلش هایی که لوک شاو در آن نقش داشته، دقت کنید و همچنین در سمت چپ نیز می بینید که چگونه باز هم مدافع انگلیسی توانسته بهترین بازیکن تیمش در پارامترهای فنیِ ویژه ای باشد. شاو باز هم حین مالکیت توپ، تعیین کننده ترین بازیکن تیم بوده، بیش ترین پاس را ارسال کرده و در عین حال بهترین بازیکن تیم نیز از حیث داده فنی پیشرفته «Progressive Pass» محسوب شده. عملکردی کپی-پیستِ دیدار مقابل فارست. نسخه ای واضح و سر راست از اریک تن هاخ که لوک شاو به خوبی توانسته خود را با آن تطبیق دهد.

از اهمیت رو به جلو بردن تیم از طریق ارسال پاس های «Progressive» صحبت کردم. این نکته این روزها در فوتبال مدرن اهمیت فوق العاده زیادی دارد و بازیکنانی که بتوانند تیم را رو به جلو سوق دهند، مورد توجه مربیان قرار می گیرند. لوک شاو چه از طریق ارسال پاس و چه از طریق حمل توپ، چنین توانایی دارد و اریک تن هاخ به خوبی توانسته از این توانایی های شاو در پست و نقش جدیدش بهره ببرد. به تصویر زیر دقت کنید که بهترین بازیکنان یونایتد را در دیدار مقابل اورتون (لوک شاو در این دیدار نیز به عنوان مدافع میانی به میدان رفت) از حیث «رو به جلو بردن تیم از طریق ارسال پاس» نشان می دهد (داده فنی پیشرفته از گروه فنی MarkStats استخراج شده است). می بینیم که باز هم لوک شاو در رتبه نخست قرار گرفته. ارائه ای هیجان انگیز از سرمربی که ایده فنی دارد و می داند که می خواهد تیم را به کجا برساند. سرمربی که رزومه فنی داشته باشد و امتحانش را پس داده باشد، می تواند در تیم جدید نیز توانایی هایش را بروز دهد.

به تصویر زیر نیز دقت کنید که یک مورد مصداقی دیگر از نوع کاری را نشان می دهد که لوک شاو در پست و نقش جدیدش در حال انجام است. این تصویر بهترین بازیکنان یونایتد را در دیدار مقابل اورتون از حیث «رو به جلو بردن تیم از طریق حمل توپ» نشان می دهد (داده فنی پیشرفته از گروه فنی MarkStats استخراج شده است). لوک شاو در این پارامتر نیز از بهترین بازیکنان یونایتد مقابل اورتون بود و پس از رافائل واران، در رتبه دوم قرار گرفت. یک مدافع میانی مدرن که می تواند تیم را در پارامترهای مختلف رو به جلو سوق دهد.

بر خلاف اوله گونار سولسشر، سرمربی سابق کاردیف، که منچستریونایتد را نزدیک به سه فصل معطل خود کرد و نیم میلیارد یورو را نیز نیست و نابود کرد، این بار یونایتد یک سرمربی «واقعی» در اختیار دارد. سرمربی که نه تنها در ابعاد فنی، که در سایر ابعاد نیز مقایسه اش با سرمربی گذشته، توهین به شعور هواداران فوتبال تلقی می شود. به عنوان مثال به برخورد او با مارکوس رشفورد، پس از بی انضباطی اش، دقت کنید. اگر اوله گونار سولسشر بود، احتمالا مثل روال گذشته، به شکل «دورهمی» قضیه را برطرف می کرد. یک جایزه به مارکوس رشفورد می داد، بعد از ظهر نیز در نشست خبری ضمن تمجید، این بازیکن را با کیلیان ام باپه مقایسه می کرد و همانی می شد که در سه سال گذشته شاهد بودیم. اریک تن هاخ اما بلافاصله رشفورد را در اوج بی مهاجمی، نیمکت نشین کرد تا به او نشان دهد دوران گذشته به پایان رسیده و دیگر خبری از حباب سازی و باد کردن های بی مورد نیست. اینکه اریک تن هاخ موفق می شود یا خیر، مانند هر سرمربی دیگری، زمان آن را مشخص می کند و پارامترهای مختلفی نیز تعیین کننده خواهد بود. با این حال هواداران یونایتد دست کم خیالشان می تواند راحت باشد که این بار، یک سرمربی «واقعی» که چه در حوزه فنی و چه در حوزه های دیگر، دارای «ایده» است، هدایت شان را به عهده گرفته، بر خلاف سرمربی دائم قبلی، که بیش تر از آنکه سرمربی باشد، ماقبلِ سرمربی بود.
اخبار داغ
واران و فرناندز رو سولسشر خرید
لوک شاو رو هم سولسشر به اوج رسوند
سولسشر دنبال خرید دکلان رایس واسه هافبک دفاعی و تریپیر واسه دفاع راست و هالند واسه مهاجم هدف بود
تازه همه ی تلاشش رو کرد واسه بلینگام ولی خب ضعف مدیریت و نبود مدیر ورزشی باعث شد به این اهداف نرسه
من بازیهای منچستر رو دنبال کردم به خاطر کاسمیرو. عجیب و غریب داره منچستر هر بازی پیشرفت میکنه. کاملا حرکات تمرین شده جدیدی رو هر بازی میبینیم
از یک یا دو مولفه و در مورد رفتارش با یک یا دو بازیکن نمیشه گفت مربی بهتری هست نسبت به سولسشیر.
البته خوب نتیجه گرفته، و معدود امتیازهایی که آرسنال قوی امسال از دست داده جلو منچستر بوده، اما سولسشیر هم مربی خوبی بود.
قابل احترام ، ولی منتظر انتقام سه یک باشید 😂
کاش فصل بعد جسی مارش رو یا به عنوان دستیار تن هاگ میاوردن یا به عنوان مربی تیم دوم یا همون زیر ۱۸ سال..
مارش مربی خوبی میشه خیلی باهاش حال میکنم
درباره تنهاگ مطالب کاملا به نظرم درست بود ولی نسبت به اوله بیشتر از انتقاد منصفانه شبیه تخریب بود سولشر هم خرید خوب داشته برونو و واران نمونه هاش ولی همونطور که تو متن گفته اصلا مقایسه این دوتا اشتباهه
این بخش متن خیلی سم بود😂😂😂
اگر اوله گونار سولسشر بود، احتمالا مثل روال گذشته، به شکل «دورهمی» قضیه را برطرف می کرد. یک جایزه به مارکوس رشفورد می داد، بعد از ظهر نیز در نشست خبری ضمن تمجید، این بازیکن را با کیلیان ام باپه مقایسه می کرد😂
منچستر با تن هاگ قهرمان جزیره نمیشه اما از دور باطلی که توش گرفتار شده بود نجات پیدا میکنه و مسیرش درست میشه و الان مهمترین چیز برای منچستر هم همینه
بذارید یک فصل بگذره و سهمیه بگیره بعد انقدر تمجید کنید
سرمربی کاردیف تن هاگی است دورو
پناه بر خدا
شهاب شهابی کبیر پست رو زده
بقول ژوزه امیدوارم منچستریونایتد دیگه تو مسیر درست قرار بگیرع به حد کافی تاوان خیانت رو پرداخت کردند 👀
یه روز خوب میاد که آشتی کنون ت رو با مربی سابق کاردیف بگیریم شهاب جان و دلت باهاش صاف شه
خسته نباشی
بر خلاف اوله گونار سولسشر، سرمربی سابق کاردیف، که منچستریونایتد را نزدیک به سه فصل معطل خود کرد و نیم میلیارد یورو را نیز نیست و نابود کرد…
مرد حسابی :/
همین فرناندز و واران و پیشرفت شاو حاصل همون پولی بود که خرج شد
درسته “اغلب” خرج های سولسشر الان توی تیم جایی نداره ولی بی انصافی هم حدی داره
بعدشم واقعا دیگه خیلی خسته کننده ست. الان نمی‌گفتی برخلاف فلان مربی، منچستر الان یه مربی داره چیزی از سطح کاربرا کم می‌کرد؟
بعدشم باز حداقل دو تا خرید سولسشر جواب داد. خریدای آقای خاص کجان؟:/
تن هاخ سکه ای دو روست
بنظرم هرچی اقای شهابی درمورد سولشر میگه بحق هست واقعا منچستر رو معطل خودش کرده بود
بعد از منچستر هم به هییچ تیم متوسطی حتی لینک نشده
اره اینجا دیگه زود برو سراغ بحث فنی 😂 هعی روزگار این کشور هرکی یجا ی پستی داره (حتی تو ی سایت ورزشی ) نمیشه ازش شاهد عدالت بود
اریک‌ تن هاگ نمونه یک شخص با پرستیژ ، مدرن متفکر و با ایده های روشن ، چ از لحاظ فنی و چ شخصیتی ، قطعا چنین افرادی در هر رشته و حرفه ای میتونن موفق باشن چون میدونن چی میخوان
با کوچکترین لغزشی با بارش منفی رونالدو فنا و منچستریا روش اثر میزاره
خیلی عالی بود
همه چی‌کامل

source

توسط varzeshikhabari