Jump to navigation
لاورنس لمیو در المپیک 1988 سئول، فاصله کمی تا رسیدن به رویای زندگی خود داشت اما تصمیم گرفت به جای ایستادن روی سکوی المپیک، جان دو انسان را نجات دهد. 
المپیک توکیو 2020 پس از تعویق یک ساله به علت پاندمی کرونا، از تاریخ 1 مرداد 1400 شروع می شود. در این سری از مطالب قصد داریم هر روز یکی از داستان های شنیدنی المپیک را مرور کنیم. 
طرفداری | ایستادن بر روی سکوی المپیک، احتمالا اوج دستاورد ورزشی برای یک ورزشکار است. هیچ پاداشی نمی تواند اندازه کسب مدال المپیک برای کسی که عمر خود را پای ورزش گذاشته، اهمیت داشته باشد. اما برای لاورنس لمیو، قایقران کانادایی این داستان کمی متفاوت بود. در حقیقت زمانی که پای مسائل مهم تر در میان بود، مدال المپیک برای لمیو ارزش خاصی نداشت.
لاورنس لمیو در حالی پا به المپیک 1988 سئول گذاشته بود که 4 سال قبل در لس آنجلس، نتوانست روی سکو برود و همین باعث شده بود برای این رویداد، فشار روانی بیشتری را تحمل کند. لمیو در المپیک قبلی در کلاس ستاره شرکت کرد و عنوانی که که به دست آورد، رده سیزدهم بود. این ورزشکار مسیر طولانی را برای شرکت در مسابقات کلاس فین در المپیک 1988 طی کرد. این قایقران کانادایی که 10 سال قبل از المپیک سئول کار خود را آغاز کرده بود، همه چیز را فراهم می دید تا در جریان این رویداد به اوج دوران حرفه ای خود برسد. روز 24 سپتامبر فرا رسید، در بوسان، محل برگزاری رشته های فین و 470، همه چیز داشت طبق برنامه پیش می رفت اما سرنوشت دیگری برای قایقران 32 ساله کانادایی رقم خورده بود. 
لاورنس لمینو آن روز مشغول رقابت در پنجمین مسابقه از هشت مسابقه اش بود. لمیو به عنوان نفر اول (برخی ها می گویند رده دوم) به مسیر خودش ادامه می داد و در رده بندی کلی نیز جایگاه دوم را در اختیار داشت، در لحظاتی که همه چیز برای کسب مدال نقره توسط قایقران کانادایی آماده و هموار به نظر می رسید، اتفاقی بسیار مهم تر از ایستادن روی سکوی المپیک تمام توجه لمیو را به خودش جلب کرد. باد با سرعت بیش از 35 گره دریایی شروع به وزیدن کرده بود و شرایط جوی دائما داشت بدتر می شد. این اوضاع، باعث ایجاد امواج شیب داری شده بود که حتی خود لمیو نیز پیش از این نظیرش را مشاهده نکرده بود. وزش بی رحمانه باد و موج های سهمگین، باعث شده بودند تا مشکلات زیادی برای قایقرانان ایجاد شود. همان موقع، لمیو دید که قایق دو ورزشکار سنگاپوری واژگون شده است، جوزف چان و سیو شاو که تا دقایقی پیش داشتند در ماده 470 (مسابقه ای جدا از مسابقه لمیو) رقابت می کردند، با خطری جدی مواجه شده بودند. یکی از آنها توانست خودش را به قایق برساند و موقتا در امان بماند اما دیگری موفق به انجام این کار نشده بود و مدام با نیروی امواج، از قایق دورتر و دورتر می شد. لمیو بعدها راجع به آن صحنه گفت:
فاصله بین او و قایقش مدام بیشتر می شد، او داشت شنا می کرد اما سرعت دور شدن قایق بیشتر بود. در شرایط جوی که من نمی توانستم آن نشانه های بزرگ نارنجی را ببینم، چه کسی قرار بود آن کله شناور روی آب را ببیند؟! او قطعا در دریا گم می شد. 
 در اینجا بود که لمیو به یکبار تصمیم گرفت از مسیر مسابقه خودش خارج شود و توانست به موقع خودش را به قایقرانان سنگاپوری برساند. لمینو، چان و شاو را ار آب بیرون کشید اما نمی توانست تا زمانی که قایق نجات می رسد، به مسیر مسابقه برگردد. قایق نجات رسید، قایقرانان مصدوم سنگاپوری را همراه خودش به ساحل برد. لمیو توانست به جریان مسابقه برگردد و رقابت خود را به پایان برساند اما جایگاهی بهتر از رده 22 کسب نکرد و پس از پایان تمام مسابقات، رتبه هفتم را از آن خودش کرد. 
لاورنس لمیو احتمالا دستاوردی را از دست داد که تمام عمر خود را برای رسیدن به آن صرف کرده بود؛ این قایقران کانادایی اما توانست انسانی ترین کار ممکن را انجام دهد: نجات جان انسان. لمیو به دلیل شجاعت خود به طور سزاوارانه ای پاداش گرفت و جایزه پرستیژ ورزشی پیر دو کوبرتین را به پاس کار جوانمردانه اش کسب کرد. نجات قایقرانان سنگاپوری به عنوان یکی از بزرگترین اقدامات ورزشی در تاریخ به یادگار مانده است، اما لمیو در نهایت تواضع، آن اقدامی را ابرقهرمانانه نمی بیند؛ او احساس می کند هر کس دیگری هم جایش بود، این کار را انجام می داد. 25 سال پس از المپیک 1988 سئول، لمیو در مورد این ماجرا گفت:
شما زندگی خود را صرف شرکت در مسابقات بین المللی می کنید، افتخارات کمی کسب می کنید و خیلی کم مورد توجه قرار می گیرید. ولی بعد از آن مسابقه، من غرق در رسانه ها شدم. کاری را انجام داده بودم که هرکسی در آن لحظه انجام می داد. اما نکته طنز این است که 25 سال پس از آن نجات، ما هنوز در موردش صحبت می کنیم!
منبع: سایت scroll
بیشتر بخوانید:
داستان های شنیدنی از تاریخ المپیک (4): زانوی شکسته‌ای که تکیه گاه یک ملت بود 
 
اخبار داغ 
جالب بود
ایول داره
انسان واقعي تفاوت ها اينجور جاها رقم ميخورن افسوس كه انسان ديگه به انسان بودن توجه خاصي نميكنه
دمش گرم

source

توسط varzeshikhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *