Jump to navigation
پس از این که وضعیت پروژه یوونتوس و آلگری (آلگری – آنیلی؛ دو خط موازی به هم می رسند!) را در قسمت گذشته بررسی کردیم، در این قسمت از بررسی وضعیت باشگاه های اروپایی و پروژه هایی که در حال شکل گرفتن است به پروژه جذاب گروه فریدکین و مورینیو برای رم می پردازیم…
به گزارش طرفداری، پس از این که گروه فریدکین باشگاه رم را از پالوتا (مالک سابق رم) خریدند، نگاه ها بیش از پیش به سمت این تیم معطوف شد. ثروت خالص گروه فریدکین بالغ بر 4.3 میلیارد دلار است. (رتبه 504 جهان) رقمی که سه برابر ثروت پالوتا محسوب می شد. در فصل گذشته که فریدکین ها اولین ماه های حضورشان در باشگاه را می گذراندند ما شاهد اتفاقات عجیب و خرید های بزرگی نبودیم و آن ها کار را با پائولو فونسکا ادامه دادند اما برای شروع این فصل آن ها ژوزه مورینیو را به عنوان سرمربی تیم معرفی کردند و این اولین انتصاب سرمربی فریدکین ها برای رم بود…
در حال حاضر بسیاری از هواداران رم نسبت به اتفاقات فنی و تاکتیکی ای که قرار است برای تیم شان در فصل آینده بیافتد آگاهی نسبی دارند چرا که آقای خاص در طول دوران سرمربی گری اش عقاید خود را دستخوش تغییرات زیادی نکرده است. مرد پرتغالی همچنان معتقد است مالکیت توپ بالا مترادف با بالا رفتن ضریب اشتباهات است و به همین دلیل به هیچ عنوان علاقه ندارد که تیمش توپ را نگه دارد، میستر مورینیو همچنان معتقد است که پاس های عرضی کمک زیادی به تیم نمی کند و تیمش باید به صورت طولی و vertical بازی کند و او همچنان معتقد است بعد از تصاحب توپ تیمش باید در یک انتقال سریع توپ را به محوطه جریمه حریف برساند و این انتقال توپ نیز نباید بیشتر از 15 ثانیه طول بکشد. به ویدیوی زیر نگاه کنید، این ضدحمله و انتقال سریع توپ به نوعی شمای کلی ای از سبک بازی خوزه مورینیو را به شما نشان می دهد، جایی که بازیکن تاتنهام توپ را پس از حمله حریف دریافت می کند و این توپ با سه پاس طولی وارد محوطه جریمه آرسنال می شود، همین قدر جمع و جور و خلاصه، بدون هیچ چیز حرکت اضافه ای… اما مشکل ژوزه در این سالیان این بوده که مجموعه ای که با مورینیو کار می کند در تمام بازی ها نمی تواند چنین عملکرد خوب و پر شوری را از خود برجای بگذارد و مهم تر از همه چیز این است که مورینیو یک سرمربی بزرگ است که در یک تیم بزرگ کار می کند و قرار نیست تیم های کوچک مقابل تیم های مورینیو آنقدری حمله کنند که تیم ژوزه در حالت ضدحمله قرار بگیرد…
در مورد بازی های تدافعی و فشار روانی ای که این سبک روی مجموعه بازیکنان می آورد بارها صحبت کرده ایم. رویکردهای دفاعی برای تیم هایی که نسبت به رقیب خود دارای ابزار کمتری و یا حتی برابری هستند بسیار مناسب است آن هم به شرطی که به نحو احسن اجرا شود اما این که سرمربی ای وارد تیم شود و معتقد باشد که تیمش باید در تمام بازی ها رویکرد دفاعی کلی اش را حفظ کند به احتمال زیاد باعث بروز مشکلاتی شود. (نمی گوییم این سبک مناسب نیست اما ابزارها و شرایط خاص خودش را می طلبد تیم های هجومی هم از این قاعده مستثنی نیستند و نمی توانند بدون ابزار بازی خوبی را ارائه دهند و ابزار مناسب پایه و اساس اجرای درست یک سبک است)
تمرین ها و استراتژی های دفاعی در طول فصل تیم را مستهلک می کند و تجربه ثابت کرده بخش زیادی از بازیکنان، بازی واکنش گرا را به اصطلاح پس می زنند و دیگر علاقه ای به این نوع بازی نخواهند داشت و همین قضیه باعث تنش می شود چرا که مدام فکر آن ها در بازی درگیر است و باید نسبت به بازی حریف واکنش جدیدی از خود به نمایش بگذارند. تیم شما اگر مالکانه بازی کند می تواند حداقل برای چند دقیقه ای هم که شده با پاس های عرضی همه چیز را آرام کند اما تیم های واکنش گرا فرصتی برای استراحت در طول بازی ندارند و هر کم کاری آن ها مترادف با یک اشتباه مرگبار می شود. همین تمرکز بالایی که سیستم های دفاعی می طلبند آن ها را بیشتر به یک سیستم تورنومنتی تبدیل کرده تا سیستمی مناسب برای بازی های یک فصل کامل باشگاهی… برای مثال پس از این که آنتونیو کونته با رویکردی غالبا تدافعی لیگ انگلستان را فتح کرد در همان فصل دوم حضورش در جمع آبی های لندن به مشکل خورد. بازیکنانی همچون هازارد و ویلیان تلویحا به این نکته اشاره می کردند که از الگوریتم های سخت گیرانه و تدافعی این سرمربی خسته شده اند و نمی توانند با او کار کنند. البته اصلا شاید برای خود شما این سوال پیش آمده که چرا خوزه مورینیو در اکثر تیم هایش در فصل سوم به مشکل می خورد؟ (همان سندروم فصل سوم معروف مورینیو) بخشی از جواب این سوال در دل همین قضیه نهفته است. همین الگوریتم های دفاعی خسته کننده است که بازیکنان را زده می کند اما آیا این الگوریتم ها و این رویکردها در فوتبال ایتالیا نیز خسته کننده محسوب می شود؟ مورینیو تنها یک بار در فوتبال ایتالیا و آن هم در اینتر حضور داشته که توانست سه گانه بگیرد و در قامت یک قهرمان، ایتالیا را ترک کرد و نحوه خروج مورینیو از اینتر جزو معدود دفعاتی بود که این سرمربی به عنوان یک فرد برنده از تیمش جدا شد و خاطرات تلخی را خلق نکرد. یک قانون نانوشته معروف در فوتبال وجود دارد که می گوید شما وقتی در یک باشگاه یا کشور به دستاورد بزرگی رسیدید می توانید خیلی راحت به پیشنهادهای دیگرتان فکر کنید چرا که اگر پس از همان موفقیت ها باشگاه را ترک کنید همواره آن کشور یا باشگاه را به عنوان گزینه ای برای زمان هایی که به مشکل خورده اید و کسی حاضر نیست پیشنهادی به شما بدهد در جیب دارید و دیگر در همان زمان ریسک از بین بردن خاطرات خوب و سقوط آزاد را تجربه نمی کنید…
آقای خاص در قامت یک قهرمان ایتالیا را ترک کرد و حالا هم در بازگشت به ایتالیا با واکنش های بسیار خوبی مواجه شده و در واقع در بین لیگ های معتبر اروپایی، ایتالیا تنها جایی است که مورینیو را با آن سه گانه اینتر به یاد می آورند و انگار از سال 2010 تا 2021 هیچ خاطره دیگری از این سرمربی سراغ ندارند.
شما هیچ وقت خبری مبنی بر خسته شدن بازیکنان سری آی ایتالیا از الگوهای تاکتیکی آنتونیو کونته و سایر سرمربیانی با چنین رویکردی نشنیده اید و این قضیه می تواند برای مورینیو نکته ای مثبت باشد و از این قضیه استفاده کند و به نوعی خودش را در دنیای مربیگری احیا کند. از همه مهم تر در باشگاه آ اس رم توقعات از مورینیو مثل منچستر، چلسی یا رئال نیست و مورینیو الان در نقش سرمربی بزرگی نیست که وارد یک ابرکلاب و سوپر قدرت اروپایی شده باشد، بلکه مورینیو برای رمی ها یک ابر قهرمان و منجی است که آمده تا آنها را از غرق شدن در باتلاق تیم های وسط جدولی و متوسط نجات دهد پس اگر خود مورینیو همان هوش سابق را داشته باشد، قطعا می تواند حداقل برای چند فصلی در رم برای خودش فرصت بخرد و برنامه هایش را در آرامش برای رمی ها اجرا کند. ما باید نیمه خالی لیوان را هم ببینیم شما اگر به ترتیب به باشگاه هایی که مورینیو در آن سرمربیگری کرده، نگاه کنید متوجه می شوید این سرمربی در حال تبدیل شدن به یک سرمربی درجه چندم است که دیگر هیچ ابرکلابی هدایتش را به دست آقای خاص نمی سپارد و در واقع بسیاری معتقدند رم آخرین فرصت مورینیو برای احیای عمر مربیگری خود و فرار کردن از فرایند تبدیل به یک مهره سوخته است. در واقع مورینیو و رم باید با هم خود را از تبدیل به یک مربی و باشگاه متوسط نجات دهند و در این مسیر می توانند کمک زیادی به هم کنند.

حالا کمی بیشتر به مسائل فنی می پردازیم؛ فصل گذشته باشگاه رم در 86 درصد از بازی هایش با سیستم 3 دفاعه به میدان رفت که چیزی حدود 60 درصد بازی ها با سیستم 1-2-4-3 به میدان رفت و تنها در 14 درصد بازی ها از سیستم 4 دفاعه بهره برد. تمام این اعداد در شرایطی به ثبت رسیده است که مورینیو در طول دوران مربیگری اش به سیستم 4 دفاعه پایبند بود و خیلی تغییر خاصی در سیستم هایش به وجود نمی آورد، این سرمربی بزرگ در پورتو با سیستم 2-1-3-4، در چلسی با سیستم 3-3-4، در اینتر با سیستم 2-1-3-4، در رئال و منچستر و تاتنهام نیز اکثر اوقات با سیستم 1-3-2-4 به میدان رفت.
پیش بینی می شود آقای خاص در رم نیز تغییری در سیستم کلی تیمش به وجود نیاورد. رم در رقابت های دوستانه پیش فصل مقابل تیم های ترنانا، تریستینا، دبرچینی، پورتو و سویا به میدان رفته است و این تیم تقریبا در تمام بازی ها با سیستم 1-3-2-4 به میدان رفته و به احتمال خیلی زیاد بازی های این فصل را با همین سیستم آغاز کند و ما شاهد همان استراتژی های کلی ای باشیم که مورینیو در سالیان اخیر از آن استفاده کرده است.
در اغلب دیدار های دوستانه، مورینیو از هنریک میختاریان در پست پشت مهاجم استفاده کرده و از بازیکنانی مثل الشراوی، پلگرینی، نیکولا زانیولو و کارلوس پرز در پست وینگر استفاده کرده و با توجه به این بازی ها، و با استناد به این نکته که رم تا به امروز برای فصل جدید مهاجم بزرگی نخریده، قطعا ادین ژکویی که فصل گذشته با سرمربی تیم یعنی فونسکا به مشکل خورده بود، نقشی محوری در سیستم مورینیو خواهد داشت.
جیانلوکا مانچینی و کریس اسمالینگ جلوتر از سایر مدافعان رم نیز با توجه به بازی های دوستانه با این شرایط که باشگاه خرید خاصی در پست دفاع نداشته است، به عنوان مدافعان اصلی تیم مورد استفاده قرار می گیرند. تکلیف خط دروازه این تیم هم مشخص است و با خرید روی پاتریسیو، این دروازه بان به مرد شماره یک تیم تبدیل می شود.
فصل قبل باشگاه رم با زدن 68 گل به عنوان یکی از بهترین خط حمله های چهار لیگ معتبر اروپایی شناخته می شد و ساختار دفاعی نامناسب و عدم حضور دروازه بان تاپی در این تیم باعث دریافت گل های زیادی شد اما ظاهرا قضیه برای رمی ها در این فصل معکوس می شود و آنها باید در ابتدا تعداد گل های کمی دریافت کنند و در هر بازی ابتدا به دنبال گل نخوردن و سپس به دنبال زدن گل باشند.
همانطور که گفتیم تیم های مورینیو همواره به دنبال انتقال سریع توپ از خط دفاعی به خط حمله هستند.

همان طور که در ابتدا هم گفتیم و به فیلم گل اسپرزها به آرسنال اشاره کردیم، در تصویر بالا هم می بینید که پس از تصاحب توپ، شاگردان مورینیو بدون هیچ تعللی توپ را به خط حمله انتقال می دهند… مورینیو معتقد است در چنین صحنه های مشابهی باید توپ در عرض زمانی چیزی نزدیک به 10 ثانیه به خط حمله برسد. از این نوع حملات برق آسا و انتقال های سریع توپ می توان به عنوان اصلی ترین الگوی حمله تیم های مورینیو نام برد. یکی از چالش های مورینیو در رم نیز همین سرعت بخشیدن به حملات است. میخیتاریان و پلگرینی بازیکنانی هستند که از بازی با پا و تسلط خوبی روی توپ برخوردار هستند اما هیچگاه در حملات به عنوان یک بازیکن سرعتی شناخته نمی شوند و در کل باشگاه رم هم فاکتور سرعت را در حملات خیلی مدنظر قرار نمی داد اما حالا مورینیو باید به ترکیب هجومی تیمش سرعت ببخشد و در این ضدحملات نیز از مهاجم ایستا و کلاسیکی همچون ژکو استفاده کند. علاوه بر این سرعت و نحوه انتقال توپ، ادین ژکو باید از حالت یک مهاجم کلاسیک صرف خارج شود چرا که در سال های اخیر ما شاهد این قضیه بوده ایم گه مهاجم اصلی تیم مورینیو باید در امر پرس مدافع حریف و بستن گزینه پاس های تیم حریف مشارکت داشته باشد و حتی کار به جایی رسیده بود که فصل گذشته برخی تاکتیک نویسان به نقش هری کین در ترکیب تاتنهام لقب نقش 9.5 را می دادند. (چیزی بین یک شماره 9 صرف و تمام کننده و یک شماره 10 خلاق و بازیساز! برای درک این قضیه می توانید آمار گل و پاس گل های هری کین در فصل گذشته را بررسی کنید) حالا ژکوی کلاسیک باید در این فصل به یک ژکوی مدرن تر تبدیل شود و این قضیه می تواند یک نقطه عطف در کارنامه مهاجم بوسنیایی باشد.

مهاجمان در ترکیب تیم های مورینیو نقشی اساسی در بازی های بلند تیم دارند و به همین دلیل معمولا خوزه از یک مهاجم بلند زن مثل لوکاکو نیز استفاده می کند و کنار این مهاجم، دو بازیکن برای استفاده از توپ قرار می دهد. همان طور که در تصویر بالا می بینید؛ نمونه عینی و شفاف این قضیه استفاده از لوکاکو در منچستر بود. در تصویر بالا یکی از نمونه های این استراتژی را مقابل لیورپول مشاهده می کنید. به نظر می رسد ادین ژکو بتواند در این امر به تیم مورینیو کمک کند و فقط باید در فاز انتقال سریع توپ با تیم همگام و همسو شود.
البته یکی از اقداماتی هم که خوزه در این فصل برای تیمش باید انجام دهد، یک دست سازی ترکیب تیمش است. در سال های گذشته می دیدیم زمانی که ستاره ای مثل هری کین در تیم مورینیو مصدوم می شد این مربی به معنای واقعی کلمه به بن بست می رسید و با توجه به این نکته که مورینیو در باشگاه رم زمان زیادی برای پیاده کردن ایده هایش در اختیار دارد، باید مشابه کاری که مانچینی در تیم ملی ایتالیا کرد، یک قالب برنده برای تیمش ایجاد کند و ابتدا از لحاظ ذهنیت و سپس از لحاظ فنی، سطح تیم و بازیکنانش را ارتقا دهد. (در طول فصل به طور دقیق تر و مفصل تر در مورد این قضیه صحبت می کنیم، در این فصل با سلسله مطالب مختلف به طور ویژه و بی سابقه ای رقابت های سری آ ایتالیا را مورد بررسی فنی قرار می دهیم)
تصویر قبلی که بررسی کردیم مربوط به فاز انتقال توپ از دفاع به حمله بود و حالا به فاز بازیسازی تیم های مورینیو اشاره می کنیم. (فاز های مختلف بازی را در این مطلب به طور کامل توضیح داده ایم)
در فاز بازیسازی همانطور که گفتیم تیم های مورینیو علاقه ای به پاس های کوتاه و عرضی ندارند و روزهایی که این سرمربی در تاتنهام بود یک لاین دفاعی چهار نفره به همراه دابل پیوت خط هافبکش را عقب نگه می داشت و به همراه این آرایش 4-2 بازیسازی را از عقب با پاس های طویل آغاز می کرد.

در تصویر بالا نیز می بینیم با چند پاس توپ را با یک پاس بلند و طویل به خط حمله انتقال می دهند. البته در مقاطعی هم تیم های مورینیو مقابل تیم هایی که مالکیت توپ را نمی خواهند مجبور به داشتن مالکیت می شوند و دقیقا یکی از باگ های ایده های مورینیو مقابل چنین تیم هایی است. تیم حریف مالکیت را نمی خواهد، تیم مورینیو مجبور می شود مالک میدان باشد و ناگهان همه چیز خارج از برنامه های اصلی رقم می خورد.

در تصویر بالا هم نمونه ای از همان فعالیت مهاجم تیم برای پرس مدافعان تیم را می بینیم که قبل تر در مورد آن توضیح دادیم…
اگر بخواهیم در فاز تدافعی نیز تیم های مورینیو را بررسی کنیم، همان حرف های قبلی را باید تکرار کنیم. مورینیو هنگام دفاع علی الخصوص زمان هایی که تیمش از رقیب پیش است، علاقه بسیاری به تشکیل یک low-block دفاعی برای تصرف فضاهای مفید بازی دارد و با اجرای اصل فشردگی نیز این قضیه را رعایت می کند و گاها شما ممکن است در بازی های حساس ببینید که تیم های مورینیو آرایش 1-3-6 تشکیل می دهند. با توجه به این قضیه تیم های مورینیو خیلی علاقه ای به پرس حریف ندارند و برای مثال تاتنهام مورینیو فصل گذشته از لحاظ ثبت PPDA (توضیح) بین تیم های بزرگ لیگ انگلیس بالاترین عدد را به ثبت رساند.
با این توضیحات به دیدگاه کلی ای نسبت به مورینیو رسیدیم و حالا می دانیم قرار است فصل آینده چه اتفاقی برای تیم رم بیفتد.
مورینیو در مراسم معارفه اش صحبت های زیر را عنوان کرد و نشان داد هنوز هم که هنوز است آن جسارت همیشگی و صحبت های نیش دار خود را که به مذاق رسانه ها خوش می آید به همراه دارد. ژوزه گفت:
من سه جام در منچستریونایتد کسب کردم و این به عنوان یک فاجعه تلقی شد. من به فینال جامی رسیدم که اجازه پیدا نکردم با تاتنهام در آن حاضر شوم و این به عنوان یک فاجعه تلقی شد. آن چه که برای من یک فاجعه می دانند، برای دیگران موفقیت بزرگی محسوب می شود. حرفی ندارم که بگویم. در سه باشگاه اخیرم، من در چلسی یک جام کسب کردم، در منچستریونایتد سه جام و با تاتنهام نیز به یک فینال رسیدم، در رده ششم قرار گرفتیم و به لیگ اروپا صعود کردیم. آن چه که برای من یک فاجعه می دانند، چیزی است که دیگران هرگز به دست نیاورده اند. اشتباه از من است. رم به من تعلق ندارد بلکه به هوادارانش تعلق دارد و من فقط یکی دیگر از هواداران رم هستم. دوست ندارم عبارت «رم مورینیو» را بشنوم اما اگر می خواهید، می توانید در مورد «لاتزیوی ساری» یا «یوونتوس الگری» صحبت کنید. شما همیشه در مورد جام ها صحبت می کنید، ما در مورد پروژه و کار صحبت می کنیم. قول جام دادن کار آسانی است اما حقیقت جور دیگری است. ما در مورد پروژه و پیشرفت تیم صحبت می کنیم. مالکان، یک موفقیت تنها را نمی خواهند، آنها می خواهند به موفقیت برسند و موفق بمانند که این کار سخت تری است. برنده شدن و نداشتن پولی برای پرداخت دستمزدها، کار آسانی است اما ما می خواهیم پایدار باشیم و دیدگاه مشابهی داریم. ما کار خواهیم کرد و به جام ها دست پیدا می کنیم.
مورینیو در پایان این کنفرانس در پاسخ به خبرنگاری که به کنایه پرسیده بود 3 سال بعد در چه حالی هستید، گفت: ما در حال جشن گرفتن هستیم. (همان طور که گفتیم مورینیو معمولا در فصل سوم حضورش در تیم ها به مشکل می خورد و اخراج می شد. خبرنگار هم به این قضیه طعنه زده است)
در مجموع تمام این ها نشانه هایی است که مورینیو همچنان آن شیرین زیبانی و تلخ زبانی های سابق خود در شرایط مختلف را حفظ کرده است.

در کادرفنی فعلی مورینیو نیز ما ژوا ساکرامنتو را می بینیم که در بالای جدول لیست دستیارهای آقای خاص قرار دارد. ساکرامنتو در تاتنهام به ژوزه اضافه شد و قبلا در باشگاه هایی مثل لیل و با مربیانی همچون مارچلو بیلسا، پاتریک کلایورت و کریستف گالتیه همکاری داشته است. البته پس از اضافه شدن ساکرامنتو به مورینیو، بیش از آن که این دستیار جوان روی مورینیو تاثیر بگذارد، مورینیو روی ساکرامنتو تاثیر گذاشت و او را شبیه خودش کرد و در مجموع مورینیو دستیارهای اصلی خود را به رم آورده است.
حالا باید دید جوزپه مورینیو می تواند وجهه و شخصیت قبلی خوزه مورینیو را برگرداند یا آقای خاص به یک سرمربی عادی تبدیل می شود. (مورینیو در کنفرانس معارفه اش خطاب به خبرنگاران گفت مرا می توانید جوزپه مورینیو صدا بزنید. ما هم به حرف آقای خاص گوش می کنیم و او را جوزپه صدا می کنیم. البته خود مورینیو در مستند all or nothing که متعلق به باشگاه تاتنهام بود خطاب به بازیکنان گفت من را خوزه صدا نزنید، من ژوزه هستم… او حالا در ایتالیا جوزپه شده است)
البته در مورد مورینیو اسم مهم نیست، مهم سبک فوتبالی است که ارائه می دهد. این سبک در رم دچار تغییر خواهد شد؟ آیا مورینیو هم از خود انعطاف نشان می دهد؟ با وجود تمام سرسختی های مورینیو، پاسخ این پرسش ها نیاز به زمان دارد… پایان داستان از سه حالت خارج نیست؛ یا مورینیو با سرسختی همراه سبک خود دفن می شود و برای همیشه به صف مربیان عادی و معمولی تعلق پیدا می کند، یا سرسختانه با همین سبک نه چندان چشم نواز، با رم به نتایجی می رسد که منتقدان پرشمار خود را به سکوت دعوت می کند و یا تن به انعطاف می دهد و وارد عصر جدیدی می شود که منجر به ظهور یک آقای خاص منعطف خواهد شد!

قسمت های قبلی:
آلگری – آنیلی؛ دو خط موازی به هم می رسند!
اخبار داغ 
علی آقا لطفاً راجب عملکرد فصل قبل روسونری تحت هدایت استفانو پیولی
و همچنین رویکرد میلان در این فصل با پیولی هم مطلب کار کنید
بی دفاع فقط ایرانشهر

source

توسط varzeshikhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *